جام جهان نما ( mashgh eshgh )
 

 

پیر شدم ، پیر تو ای جوونی

 

رفیق من ، سنگ صبور غمهام

به دیدنم ، بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا

 

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم ، پیر تو ای جوونی

پیر شدم ، پیر تو ای جوونی

 

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر چه هیچ کس نیومد

سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش

طاقت بیار و مرد باش

 

اگر بیای همونجوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بی خوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید

همیشه محتاج به نور خورشید

همیشه محتاج به نور خورشید

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه 24 خرداد1387 توسط MOBIN
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
قالب وبلاگقالب وبلاگ